به جایی رسیدم که هیچ چیزی رو درک نمیکنم




بیایم کلمه "درد" رو با هم بررسی کنیم




وقتی میگین "درد" دارم یعنی چی واقعا ؟




یه خاطره بگم :




« 1- گوشامُ که تازه سوراخ کرده بودم




بعد یه مدت گوشواره هایی رو انداختم که




یکم از بقیه قطرش بیشتر بود و وقتی که




توی گوشم میچرخوندمش "درد" داشت




اکثر وقتا توی روز سرگرم چرخوندنشون بودم




"درد" ـش طوری بود که انگاری بین




دو تا صفحه داره فشار میخوره




یا وقتایی که خیلی "درد" داشت




دستام کاملا بی حس میشدن »




یا مثلا




« 2- سر "درد" شدید که میگیرم خیلی وقت دارم




که ببینم چه حالی بهم دست میده




ینی چطوری توصیفش کنم برای بقیه که "درد" ـَم چطوریه




شقیقه هام "درد" ـِش مث تونل خالی بود




که یکی یا چند نفر داشتن میرفتن




پشت سرم "درد" خیلی شدید تری داشت




داغ میشد اونم کاملا بی دلیل و منطق




و بی حال میشدم که مجبور میشدم دراز بکشم




و سر"درد" جلوی سر هم این طوری بود که یه تیری




از محل "درد" به قسمت های دیگه کشیده میشد




مخصوصا توی چشمام و تا گونه ها ادامه داشت»




پس بدن ما وقتی حالش خوبه "درد" نداره ینی




هیچ چیزی حس نمیکنه خنثیِ خنثی




هیچ فشاری هیچ حرکتی و هیچ حس نشدنیی




میشه بگیم وقتی به یکی هیچ حسی نداریم خنثاییم




ولی وقتی به یه نفر خنثی نباشیم ینی داریم "درد" میکشیم ؟




به نظرتون این حالت های بدون "درد"




به علت تلقین به اسم روزای "شاد" در نیومده ؟




#درگیری_ذهنی_:)
نظرات() | جمعه 29 دی 1396 | Firowze
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ